۱۳۸۷ تیر ۱۹, چهارشنبه

راه حل سیاسی مسئله مذهب

اگر ما از خود اسلام و به ویژه از تاریخ اسلام و کشورهای اسلامی عناصر لازم را برای عرفیگرائی در جامعه ای با یک اکثریت مسلمانان بدر آوریم هیچ ضرورتی به راندن آن مسلمانان به زیر عبای آخوند ها به نام دفاع از مذهب نخواهیم داشت

جستاری طولانی درباره مشکل و جایگاه اسلام در جامعه ایرانی که هر بار به گوشه های تازه ای از این تصویر پیچیده کشانده شد بازتاب هائی داشت که نشان می دهد هنوز نیاز به روشنگری هائی هست. اکنون اگر مسئله به پرسش های بنیادی آن تجزیه شود پاره ای سوء تفاهم ها برطرف خواهد شد:
* مشکل ما چیست، اسلام است یا سیاستی که به درجات گوناگون در هزار و چند صد ساله گذشته زیر سایه اسلام افتاده است؟ پاسخ این است که اسلام بیش از هر دین دیگری با قهر و غلبه ــ عنصر سیاسی در گسترده ترین معنی آن ــ گسترش یافت، چنانکه پیروزی های نظامی آن را بزرگ ترین دلیل حقانیت ش شمردند؛ و در همه این هزار و چند صد سال به نیروی سیاست، با انحصار قدرت سیاسی و به ویژه انحصار اندیشه، برتری خود را حفظ کرده است. از همان آغاز می شد گفت که خود اسلام یک چیز است و قدرت سیاسی آن که راه را بر اندیشه و گفتار می بندد چیز دیگر. مشکل ما سیاست زیر سایه اسلام است و راه حل ما نیز از سیاست می گذرد. حتی باز کردن در های اندیشه نیز به عامل سیاسی وابسته است. در هفته های گذشته در این ستون نمونه های بسیار از تاثیر عامل سیاست بر اسلام در اندیشه و عمل آورده شده است. بیش از همه خود اسلامیان با اسلام هر چه خواسته اند کرده اند و می کنند. ما لازم نیست نگران سازگار کردن اسلام با اوضاع و احوال امروزی باشیم.
* واپسماندگی ایران به علت مذهبی بودن مردم است یا غیر دمکراتیک بودن فرهنگ و نظام سیاسی؟ اگر مردم ایران با همین روحیات، با همین ضعف سیاسی و کاستی های اخلاقی، مسیحی یا زرتشتی یا بی دین بشوند (به فرض اینکه عملی باشد و به نسل ها و سده ها نکشد) دیگر مشکلی نخواهد بود؟
با آنکه در آموزش های مسیح عناصر مدرن، از جمله عرفیگرائی، برجسته است دمکراسی و عرفیگرائی در اروپای مسیحی پس از مبارزات دراز و تحولات بسیار در زمینه های گوناگون برقرار شد و سنت حقوقی رم در آن فرایند نقشی بیش از عناصر مدرن مسیحیت داشت. کلیسا سخنان مسیح را صدها سال نادیده گرفت ولی نگهبان حقوق رم در آن سده های آشفتگی ماند. (نادیده گرفته شدن های گاهگاهی و موضوعی، از اسباب مهم دوام آوردن دین ها بوده است).
جامعه ایرانی را نه می توان از اسلام، اسلامی که برای هر گروه معنی خود را دارد، روی گرداند و نه ضرورتی بدان هست. بجای تغییر دین می باید نگرش دینی را عوض کرد. در هر زمان و جامعه به جایگاه دین در اجتماع، به گونه ای دیگر نگریسته اند. هم امروز ما نگرش های متفاوتی در کشورها ی با اکثریت مسلمان می بینیم. تونس را با عربستان سعودی نمی توان مقایسه کرد.
* برنامه سیاسی ما آیا می باید دین ستیزی و ریشه کنی اسلام باشد یا برقراری یک نظام عرفیگرا که در آزاد منشی لیبرال خود دولت و دین را از مداخله در یکدیگر باز می دارد؛ هم احترام باور های دینی را نگه می دارد، هم احترام حق اندیشه و گفتار آزاد را. اگر برای برقراری یک نظام عرفیگرا می کوشیم آیا می باید به مذهب بتازیم و کار مان را از مداخله در باور های مردم آغاز کنیم یا به عنوان نیرو های سیاسی درپی پاسخ سیاسی به مسئله سیاسی کشور خود باشیم؟ نظام عرفیگرا مشکلی با دین ندارد و ضدیت با دین به نام آزادی، هم از نظر اصولی نادرست است زیرا بیرون از قلمرو حکومت است و هم از نظر سیاسی، زیرا مردمان بسیاری را رویاروی نیرو های آزادی و ترقی قرار می دهد.
* * *

در کشوری که همه اقتدار حکومتی پشت سر یک برنامه گسترده رواج خرافات و فرهنگ زدائی گذاشته شده است و اسلام آخوندی را همچون سنگ آسیائی بر گردن جامعه می اندازند دین و نقش آن در جامعه ناگزیر بالا ترین جا را در گفتمان سیاسی پیدا می کند. از یک سو اندیشه مندان مسلمان و اسلامی هر دو ــ چه آنها که از جزم مذهبی بیرون می زنند و چه آنها که در همان حلقه تنگ چاره ای می جویند ــ برای نجات جامعه و نجات مذهب، با مثال آوردن از کتاب و سنت و تاریخ در پی سازگار کردن دین با جهان دگرگون شونده هستند. از سوی دیگر گروه های روز افزونی در خشم و خروش خود به ستیز با اسلام برخاسته اند. و با مثال آوردن از کتاب و سنت و تاریخ، رهائی ملی را در رها شدن از اسلام می بینند.
رهیافت approach نخستین که پوزشگرانه است، این سودمندی را دارد که در های یک بحث جدی را که در هیچ جا متوقف نخواهد شد درباره اسلام می گشاید. اسلام با همه حضور سنگین ش در جامعه، حتی در دهه های نوسازندگی رژيم پادشاهی بیرون از چنان بحثی نگه داشته شد. نتیجه آن بود که آخوند ها سخنان هزار ساله را تکرار کردند و اندیشه مندانی انقلابی که درپی مدرن کردن مذهب برآمدند و از پشتیبانی رسمی نیز بی بهره نبودند یک اسلام ایدئولوژیک و توتالیتر باب روز را به توده ای که هرگز ندانست چه می خواهد و با چه مخالف است عرضه داشتند. اندیشه مندان دیگری در خدمت حکومت، در خدمت هر حکومت، اسلام را به عنوان هویت به رژیمی که کورکورانه به هر وسیله ای برای مشروعیت دست می انداخت و اسلام را هر چه به دلش نزدیک تر می یافت عرضه داشتند. امروز اندیشه مندان مسلمانی که هر چه آزاداندیش تر می شوند، یاران گرایش لیبرال و عرفیگرا در جامعه ایرانی به شمار می آیند.
رهیافت دیگر که ساختار شکنانه است اگر از روحیه و زبانی که نسخه بدل آخوند هاست پاک شود، و یک زیاده روی را به جنگ زیاده روی دیگر نفرستد، و به ویژه به دام آریا پرستی و برتری نژادی، و پارسی در جنگ با عربی نیفتد می تواند به سهم خود به شکل گرفتن جامعه ای چند دست تر از نظر باور های دینی کمک کند. این گونه که هست سخنگویان اسلام ستیز بیشتر توانسته اند توده مذهبی را برمانند و دست آخوند ها را نیرومند تر سازند.
یک رهیافت سیاسی نیز هست که نه گفتمان مدرنیته را با وارد کردن عناصر مذهبی گل آلود می کند و نه توده مذهبی را از نو اندیشان می ترساند. ما می توانیم اسلام را چنانکه در عمل بوده است، اسلام "واقعا موجود" را از همان نخستین روز های مکه و مدینه تا گستره جغرافیائی و تاریخی کنونی آن، بگیریم و به آنچه به سود ایران و اسلام هردوست برسیم. اگر به نقش مصلحت در اسلام، به سیاسی بودن آن "که با شریعت یکی است" و به جایگاه مهم عرف در کنار شریعت بنگریم عناصر لازم را برای عرفیگرا کردن یک جامعه با اکثریت مسلمان در دست خواهیم داشت. آنچه می ماند دگرگون کردن توازن نیرو ها در جامعه یعنی شرایط سیاسی است که مانند هر رهیافت دیگر نیاز به کارزاری همه سویه با این رژیم خواهد داشت. (آخوند ها خود متوجه شده اند که یکی بودن شریعت با سیاست شمشیری دو دم است؛ سیاست آنها شریعت را سراسر با پیامد های ترسناک برای آینده مذهب در ایران گرفته است).
اگر ما از خود اسلام و به ویژه از تاریخ اسلام و کشورهای اسلامی عناصر لازم را برای عرفیگرائی در جامعه ای با یک اکثریت مسلمانان بدر آوریم هیچ ضرورتی به راندن آن مسلمانان به زیر عبای آخوند ها به نام دفاع از مذهب نخواهیم داشت. در جامعه لیبرال عرفیگرائی که حکومت حتی حق ندارد از مردم مذهب شان را بپرسد نقش حکومت دفاع از آزادی اندیشه و گفتار و امنیت و احترام افراد است. در چنان جامعه ای مذاهب به جای قانونگزاری به تقویت ارزش های اخلاقی می پردازند. تقدس از امر اجتماعی بیرون می رود و باید و نباید ها را جامه حرام و حلال مذهبی نمی پوشانند. رای اکثریت جای فتوا های متناقض فقیهان را می گیرد. مردمان نیز آزادند هر چه می خواهند بپوشند و به خشنودی دل شان عزاداری کنند و زیارت بروند و به نیازمندان، و نه آخوند ها، دهش (انفاق) کنند. خرافات، خواهد بود ولی هر چه مردم بیشتر بدانند و کمتر درمانده باشند دامنه اش تنگ تر خواهد گردید.
آنچه اندیشه مندان مسلمان برای متقاعد کردن مذهبیان و کاستن از مقاومت در برابر شیوه های عمل و اندیشه مدرن می کنند بسیار با ارزش است. ولی کامیابی نهائی آنان هنگامی است که زور از پشت مذهب برداشته شود. آنگاه همه تعبیرات گوناگون از مذهب در یک ردیف خواهند بود، گشاده بر کارکرد ذهن نقاد.

اعتصاب غذای ده زندانی زن

در ایران ده تن از بانوان ایرانی که از سه هفته پیش بعلل اعلام نشده ای در زندان به سر میبرند ، در اعتراض به هفته ها بلاتکلیفی و عدم پاسخگوئی مسئولین به خواست های خود دست به اعتصاب غذا زده اند.

خانم محبوبه کرمی از زنان فعال در کمپین یک میلیون امضاء که در میان اعتصاب کنندگان قرار دارد در یک گفت و گوی تلفنی با خانواده خود در باره علت اعتصاب گفته است که نه تنها دلیلی برای بازداشت آنها ارائه نمی شود بلکه حق هواخوری و داشتن قلم و کاغذ نیز از آنها سلب شده است.

خانم خدیجه مقدم از فعالین حقوق زن و کمپین یک میلیون امضا میگوید محبوبه از نارسائی های جسمی رنج میبرد ونیز مادرشسخت بیمار است لذا آزادی وی باید هرچه زود تر میسر گردد

۱۳۸۷ تیر ۱۶, یکشنبه

بیانیه دانشجویان و دانش آموختگان لیبرال دانشگاه های تهران درباره سالگرد قیام دانشجویی 18 تیر

18 تیر بی شك، صفحه ای ماندگار در تقویم جنبش دانشجویی كشورمان محسوب می شود؛ به گونه ای كه تاریخ كوشش های دموكراسی خواهانه و اعتراضی دانشجویان در كشورهای استبدادی، همواره با دیده احترام و بغضی فروخورده به آن می نگرد.
اگر دوم خرداد را گواهی بر مطالبات سیاسی و آرمان های دموكراتیك ایرانیان تلقی كنیم اما حوادث تلخ و خونبار تیرماه سال 78 آشكارا نشان داد كه نظام سیاسی حاكم، تا چه اندازه ای از ظرفیت انتقاد و اعتراضات دانشجویی برخوردار است. از این رو بیراهه نیست اگر استدلال كنیم كه فاجعه 18 تیر، سرنوشت جنبش اصلاحات را، پیشاپیش و به گونه ای آشكار، به تصویر كشید و سیمای پنهان امّا حقیقی استبداد دینی آغشته به نفت را عیان ساخت. براستی افسوس بر نظامی كه در مواجهه با اعتراض های دانشجویانی كه در همین سرزمین پرورش یافته اند، به انواع سلاح های گرم و سرد و زندان و شكنجه و انفرادی متوسل می شود.
گرچه پیگیری قضایی این فاجعه، همچنان كمترین خواسته جنبش دانشجویی و افكار عمومی محسوب می شود امّا تقلیل 18 تیر تا حد «دزدیده شدن یك ریش تراش» عملاً دهن كجی گستاخانه ای به مجموعه آزادی خواهان، فعالان حقوق بشر و حتی جامعه ایرانی است كه به خاطره ای دردناك تر از فجایع آن چند روز تبدیل شد.
جامعه ایران، از انقلاب مشروطه تاكنون، همچنان آبستن مطالبات موكراتیك و آزادی خواهانه است و 18 تیر نیز، كوششی خونبار و ماندگار در راستای نیل به همین آرمان های پاك و مقدس محسوب می شود. اگر بپذیریم كه زایش و تكوین دموكراسی، همچون هر تولد دیگر، با رنج و مصائب گریزناپذیری همراه است پس چنین به نظر می رسد كه روز به روز، بلكه لحظه به لحظه، بر رنج تكوین دموكراسی در جامعه ایرانی افزوده می شود و در این میان، جنبش دانشجویی همچنان این صلیب شكسته را به دوش می كشد و در این مسیر، مظلومانه امّا مصمم، بیشترین هزینه ها را می پردازد.
ما فعّالان سیاسی- دانشجویی لیبرال دانشگاه های تهران، یاد و خاطره عزت ابراهیم نژاد و تمامی دانشجویان رنج كشیده ای را كه در سال های عشق و شور جوانی، به بند در آمدند، گرامی می داریم و بار دیگر، آزادی بی قید و شرط یاران دبستانی در بندمان را خواستاریم.
باشد تا روزی نه چندان دور، در همین كوچه هایی كه اینك سرد و استبداد زده اند، در هوای دموكراسی استنشاق كنیم.

دانشجویان و دانش آموختگان لیبرال دانشگاه های تهران

خليج هميشه فارس

شاخه بروكسل با شركت ساير شاخه های بلژيك اقدام به برپايی ميز اطلاع رسانی با عنوان خليج هميشه فارس در تاريخ 2008/06/27 در مقر اتحاديه اروپا كرد.
خليج هميشه فارس

درخواست اضطراري

With hello and respect
The condition of Ayatollah Kazemeini Boroujerdi is very critical and grave. Recently they have broken and fractured his jaw and his left eye approximately is unable to see. In addition there has been a tumor in his stomach in which annoys him a lot and injected some suspecting injections as well. In other words Ayatollah Boroujerdi is in grave danger and not able to walk or do his personal affairs by himself any more in which anyone sees he may not be able to recognize him.
He has set a written complaint opposed Iran regime. We urgently request you by using your great situation, you ask UN, Europe Union or every credible organization to send a legal representative for visiting Ayatollah Boroujerdi in Evin prison to get his written complaint against Iran regime and follow it formally.
Ayatollah Boroujerdi is representative of huge crowd of Iranian people and wants separation of religion from state and believes in freedom of speech, press and religion as well.

Documents relating to his before illnesses:
http://hrw.org/english/docs/2008/06/05/iran19031.htm
www2.ohchr.org/english/bodies/hrcouncil/docs/8session/A.HRC.8.4.Add1.doc
www.iranhumanrights.org/themes/news/single-news/article/49/imprisoned-clerics-life-in-danger.html
https://iranbbb.org/25097.htm
http://www.hra-iran.org/Archive_87/805.html
http://web.amnesty.org/library/Index/ENGMDE131032007
http://web.amnesty.org/library/index/engMDE130742007?open&of=eng-IRN
http://web.amnesty.org/library/Index/ENGMDE130402007?open&of=ENG-2MD
http://iranppa.blogspot.com/search?q=boroujerdi





درخواست اضطراري
با سلام و احترام
وضعيت آيت الله كاظميني بروجردي بسيار وخيم است. اخيرا، فك ايشان را شكسته‌اند و چشم چپ ايشان تقريبا قادر به ديدن نيست، همچنين در معده ايشان غده‌اي ايجاد شده كه به شدت ايشان را آزار مي‌دهد و حتي آمپولهاي مشكوكي به ايشان زده‌اند و در يك كلام، آيت الله بروجردي به شدت در معرض قتل قرار دارد و ديگر قادر به راه رفتن و انجام امور شخصي خود نيست و هر كس ايشان را ببيند نمي‌تواند او را بشناسد.
ايشان شکایت‌نامه‌ای بر علیه حکومت ایران تنظیم نموده است. از شما درخواست فوري داريم كه با استفاده از موقعيت ممتاز خود، از سازمان ملل متحد يا اتحاديه اروپا و يا از هر سازمان معتبر ديگري، بخواهيد كه نمانيده‌اي قانوني براي ديدار با آيت الله بروجردي در زندان اوین، فورا به ایران اعزام شود تا شكايتنامه آیت الله بروجردی از حكومت ايران را دريافت كند و رسما پیگیری نمايد.
آيت الله بروجردي نماينده قشر عظيمي از مردم ايران است كه خواهان جدائي دين از حكومت هستند و به آزادي قلم و بيان و حق انتخاب دين، اعتقاد دارند.

۱۳۸۷ تیر ۱۵, شنبه

تغییر ویژگی های روسپیگری در تهران

«براساس تحقیقی که به تازگی در شهر تهران انجام شده پدیده روسپیگری در متاهل ها بیش از مجردها دیده می شود.»سیدکاظم رسول زاده طباطبایی مدیر گروه روانشناسی دانشگاه تربیت مدرس و رئیس کارگروه زنان و دختران آسیب دیده و در معرض آسیب دیروز در سالن وزارت کشور به این نکته اشاره کرد. در این کارگروه که به عنوان یکی از کارگروه های همایش اسلام و آسیب های اجتماعی برگزار می شد رسول زاده با استناد به تحقیقی که به تازگی در شهر تهران انجام شد به تغییراتی که در روند روسپیگری ایجاد شده، اشاره کرد: «در دهه 60 و 70 سن روسپیگری بالای 30 سال بود اما اکنون سن روسپیگری از 15 سال به بالا رسیده است.» او در ادامه گفت:
«اگر پیش از این اقدام به روسپیگری به خاطر رفع نیازهای اولیه بود اکنون به خاطر رفع نیازهای ثانویه است. از طرفی تا پیش از این پدیده روسپیگری بیشتر در مجردها بروز می کرد اما تحقیقات نشان داده که اکنون روسپیگری در متاهل ها بیشتر شده و با رشد سریعی هم مواجه است.»
رسول زاده ادامه داد: «پدیده روسپیگری پیش از این در غیربومی ها بیشتر بود اما اکنون شیوع این پدیده در طیف بومی و غیربومی برابر شده، بنابراین دیگر نمی توانیم این پدیده را با مهاجرت مرتبط بدانیم.» به گفته رسول زاده گرچه این پدیده قبلاً در افراد با تحصیلات کمتر از دیپلم دیده می شد اما اکنون این پدیده در افراد تحصیل کرده هم دیده می شود. رئیس کارگروه زنان و دختران آسیب دیده به چالش های موجود در مورد این مساله اشاره کرد و گفت:
«اولین چالش فقدان نظریه جنسی در ایران است. در حال حاضر با افزایش سن ازدواج و کاهش سن بلوغ، فاصله بلوغ و ازدواج به 15 تا 20 سال رسیده است اما برای رفع مشکلات ناشی از این موضوع مسوولان و علما هیچ نظریه جنسی ای ارائه نداده اند.»
او چالش دیگر را جنسیتی کردن مسائل جنسی در ایران دانست و گفت: «در بحث انحراف ها فقط بر دختران متمرکز می شویم اما وارد بحث پسران و مردان که آنها هم می توانند عامل بسیاری از انحراف ها باشند نمی شویم.» تابو کردن مسائل جنسی و آموزش جنسی چالش سومی بود که رسول زاده به آن اشاره کرد و گفت: «چالش بعدی هم یک جانبه بودن برنامه های توسعه ای ماست.» حسین علی زاهدی پور کارشناس ارشد جامعه شناسی و عضو دیگر این کارگروه نیز به بخش دیگری از این آمارها اشاره کرد و گفت:
«11 درصد روسپیان شهر تهران با اطلاع همسرانشان دست به روسپیگری می زنند. این آمار نشان می دهد که نه تنها به مساله بیکاری زنان بلکه به بیکاری مردان و پیامدهای آن نیز باید توجه بیشتری شود.»
رسول روشن استاد دانشگاه شاهد و کارشناس خانواده و مسائل جنسی به عنوان عضو دیگری از این کارگروه نیز به سبب شناختی پدیده روسپیگری پرداخت و گفت:
«اگر به منشا شکل گیری رگه های شخصیتی افراد که آنها را به سمت چنین انحراف هایی می کشاند توجه کنیم، متوجه می شویم که خانواده با شکل دادن به شخصیت کودکان می تواند نقش موثری در پیشگیری داشته باشد.»
او ادامه داد:
«تحقیقات نشان داده است که بعضی از این افراد به خاطر انتقام و انتقام جویی و تنفر از خانواده و جامعه وارد این حیطه می شوند. در حالی که اگر کودک یاد بگیرد که دیگری را دوست داشته باشد و احساس امنیت نسبت به دنیای پیرامونش داشته باشد، چنین حالتی در او به وجود نمی آید.»
او به تحقیق دیگری اشاره کرد و گفت:
«نتایج نشان می دهد کودک در سن سه تا شش سالگی با پدیده کنجکاوی های جنسی مواجه می شود اما از آنجا که طرح صحیح مسائل جنسی در کشور ما به صورت تابو درآمده اطلاعات صحیح به کودک داده نمی شود و کودک در سن نوجوانی اطلاعات را از منابع دیگر به دست می آورد.»
به گفته روشن تحقیقات نشان داده که گرفتن اطلاعات از منابع دیگر فرد را بیشتر در معرض انحرافات قرار می دهد. این کارشناس به افزایش عزت نفس در کودکان نیز تاکید کرد و گفت:
«بسیاری از افراد در معرض آسیب تصویر مثبت بدنی از خود ندارند و چون ارزش و عزت نفسی برای خود قائل نیستند با اقدام به روسپیگری به دنبال اثبات و ابراز خود در جامعه هستند.»

فراخوان برای شرکت در تظاهرات بزرگداشت ۱۸تیر در لندن

فراخوان برای شرکت در تظاهرات بزرگداشت ۱۸تیر در لندن بدینوسیله به آگاهی هم میهنان مقیم انگلستان می رساند به مناسبت 18 تیرماه و در راستای این جنبش ملی ؛ ما در روز سه شنبه 18 تیر ماه(۸ جولای)برای همراهی و حمایت ازدانشجویان؛بانوان؛جوانان و أزادی زندانیان سیاسی و عقیدتی ؛در لندن تظاهراتی خواهیم داشت و از هم میهنان عزیز و هر انکس که دغدعه آزادی ایران و ایرانی را دارد- فارغ از هر گونه طرز تفکر و جریان سیاسی-تقاضا شرکت وحمایت و هم صدایی داریم تا فریادی رسا به گوش جهانیان برسانیم. وعده دیدار سه شنبه 18 تیر (۸جولای) از ساعت1تا4 بعداز ظهر روبروی سفارت اشغالی ایران مقابل هایدپارک

پاینده ایران
حزب مشروطه ایران