۱۳۸۷ شهریور ۱۰, یکشنبه

تهران ميگويد هرگونه حمله ای به ايران شروع جنگ جهانی است

Iran Flagيکی از فرماندهان ارشد نظامی جمهوری اسلامی ايران هشدار داده است هرگونه حمله ای به ايران آغازگر يک جنگ جهانی ميشود.

وسائل ارتباط جمعی دولتی ايران امروز، شنبه، اين هشدار سرتيپ مسعود جزايری را نقل کردند. جزايری که يک سرتيپ پاسدار است گفت زياده خواهی های لجام گسيخته آمريکا و صهيونيسم جهان را به لبه پرتگاه نزديک ميکند. وی همچنين گفت در صورت هرگونه حمله ای، رژيم های جعلی و عاريتی قبل از همه از ميان برداشته ميشوند.

تهران و واشنگتن بر سر برنامه اتمی جمهوری اسلامی ايران با يکديگر ضديت دارند. تهران ميگويد برنامه اتمی اش برای مقاصد صلح آميز است، اما واشنگتن و متحدانش ميگويند تهران در تلاش توليد تسليحات اتمی است.

اسرائيل گفته است جمهوری اسلامی مسلح به تسليحات اتمی را تهديدی عليه موجوديت خود ميداند.

نيروی هوائی اسرائيل در ماه ژوئن مانور بزرگی انجام داد که بسياری آن را تمرينی برای حمله احتمالی اسرائيل به تاسيسات اتمی جمهوری اسلامی ايران تلقی کردند.

سازمان ملل متحد نيز سه مجموعه تحريمی عليه جمهوری اسلامی ايران برای امتناع از به اجرا گذاشتن دستورهای شورای امنيت اين سازمان در تعليق غنی سازی اورانيوم وضع کرده است.

اورانيوم غنی شده می تواند برای توليد بمب اتمی مورد استفاده قرار گيرد.

علِرضا شيخ عطار قائم مقام وزير امورخارجه جمهوری اسلامی ايران روز جمعه به وسائل ارتباط جمعی دولتی گفت هم اکنون چهار هزار سانتريفيوژ در کشور راه افتاده است . وی همچنين گفت سه هزار سانتريفيوژ ديگر به زودی در تاسيسات اصلی اتمی ايران در نطنز نصب خواهد شد . سانتريفيوژها می توانند توانائی و ظرفيت غنی سازی اورانيوم را برای جمهوری اسلامی ايران بالا ببرند.

علیرضا منتظرصاحب، متهم ردیف سوم پرونده آیت الله بروجردی صبح روز جاری (شنبه 9 شهریور ) به دادسرای ویژه روحانیت احضار و جهت اجرای حکم چهار سال زندان توا

علیرضا منتظرصاحب، متهم ردیف سوم پرونده آیت الله بروجردی صبح روز جاری (شنبه 9 شهریور ) به دادسرای ویژه روحانیت احضار و جهت اجرای حکم چهار سال زندان توام با تبعید به زندان دیزل آباد کرمانشاه ، موقتاً روانه زندان اوین شد.نامبرده در نیمه مهر 1385 بازداشت و به مدت 11 ماه در بند 209 و زندان اوین به سر برد ، وی در زمان بازداشت خود مورد بدرفتاری و شکنجه قرار گرفته بود. آقای منتظر صاحب در حکم اولیه مورخه خرداد 1386 محكوم به اعدام گردیده بود و حکم مذکور با اعتراض گسترده سازمانهای مدافع حقوق بشر نهایتاً به چهارسال زندان توام با تبعید تقلیل یافت. ایشان نهایتاً با قرار وثیقه 100 میلیون تومانی تا زمان اجرای حکم آزاد گشته بود. آقای منتظر صاحب هشتمین هوادار آیت الله بروجردی است که در طی ماه اخیر بازداشت و برای اجرای حکم روانه زندان اوین گردیده است.

آیا رژیم اسلامی به دنبال برپایی و فعال کردن یک لابی در اسرائیل است


سال گذشته وقتی سوری ها صبح از خواب بیدار شدند و رادیوهایشان را روشن کردند تازه متوجه شدند که تاسیسات تولید بمب اتمی یشان بمباران شده است، در آن لحظه که سوریها از نابودی کارخانه های اتمی خود آگاه شدند ، گرد و خاک های ناشی از انفجارها فرو نشسته بود و آنها به خوبی با چشم خود دیدند که تاسیسات تولید بمب اتمی یشان که چندین سال پا برجا و به بهره برداری نزدیک میشد فقط در چند دقیقه سوخته و خاکستر گردیده است. جهانیان نیز همه آگاه شدند ولی کسی کمترین اعتراضی نکرد . سوریه یک ضلع از مثلث اهریمنی اتم ( کره شمالی – جمهوری اسلامی – رژیم بعث سوری ) بود . با نابود شدن تاسیسات بمب اتم سازی سوریه و شروع به خود انهدامی رژیم کره شمالی ، اکنون تنها ضلع باقی مانده از مثلث اهریمنی اتم نیز نفسهای آخرش را میکشد . رژیم دینی ایران البته خطرناکترین ضلع از این مثلث اتمی - اهریمنی می باشد . بمباران تاسیسات بمب اتم سازی سوریه چند نکته را روشن کرد که مهمترین آن حمایت جامعه جهانی و بویژه کشورهای منطقه از این بمباران بود . متحدین عرب سوریه کمترین مخالفتی با این نابود سازی نکردند و کشورهای دیگر جهان هم با اسرائیل همراهی نشان دادند ، تنهایی سوریه به حدی بود که اگر چه امکان تلافی را نداشت حتی از مانورهای سیاسی در عرصه بین المللی هم جهت اعتراض باز ماند . با این وصف سوریه که در پیامد حمله به خود هیچ کاری نمیتواند انجام دهد و با سرافکندگی به پای میز مذاکره و صلح می آید و به تندی از حکومت دینی و گروه های ترور فاصله میگیرد ، آیا امکان دارد که در صورت حمله به تاسیسات بمب اتم سازی حکومت دینی ایران به حمایت و اتحاد با رژیم تهران برخاسته و علیه کشور مهاجم اقدام کند ؟ نکته مهم دیگر که بعد از بمباران تاسیسات تولید بمب اتم سوریه روشن گردید این است که دولت اسرائیل به عنوان اولین و مهمترین هدف رژیم دینی ایران ، برای حفظ امنیت شهروندانش و جلوگیری از تکرار فاجعه دردناکی همچون هولوکاست ، از کسی کسب اجازه نمیکند و آنچه را که تئوریسین هایش مفید بدانند بدون چون و چرا انجام خواهد داد . تصور رژیم دینی ایران این بود که برای حمله به تاسیسات تولید بمب اتمی اش نیاز به اجازه ایالات متحده می باشد . از این روی تمام تلاش خود را برای نزدیکی بیشتر به آمریکا انجام وعقب نشینی های گسترده ایی را در برابر آمریکا از خود نشان داد ، ازصحبت پیرامون گشایش دفتر حفظ منافع در تهران تا مذاکرات پیدا و پنهان رژیم با ایالات متحده همه و همه به خاطر این بود که رژیم تهران با استفاده از اهرم آمریکا مانع حمله احتمالی اسرائیل به تاسیسات تولید بمب هسته ایی خود گردد ، در همین راستا لابی های رژیم در آمریکا نیز تمام تلاش خود را به کار گرفتند ، با مقامات دولت آمریکا دیدار کردند ، نامه ها نوشتند ، طومار ها امضا کردند و دست آخر به خیابان آمدمد و تظاهرات کردند . همه این اقدامات به خاطر این بود که با فشار بر ایالات متحده و واگذاری امتیازات بسیار به آمریکا و غرب از حمله اسرائیل به تاسیسات تولید بمب اتم ایران جلوگیری کنند ، غافل از اینکه اسرائیل کشوری مستقل در سوی دیگر جهان است و برای حفظ امنیت خود از دیگران اجازه نمیگیرد . خواست اسرائیل این است که اگر میخواهید به تاسیسات تولید بمب اتمی ایران حمله نکنیم پس زودتر از راه دیپلماتیک جلو تولید بمب را بگیرید . اکنون مجموعه رژیم اسلامی و لابی هایش به این نتیجه رسیده اند که ایالت متحده و اروپا توان تاثیرگذاری بر سیاست های دفاعی اسرائیل را ندارند و چنانچه اسرائیل بخواهد کارخانجات تولید بمب اتم ایران را نابود کند از آنجا که به تنهایی توان چنین کاری را دارد از کسی اجازه و حمایت نخواهد خواست . حمله به تاسیسات اتمی رژیم دینی اگر چه با آگاهی ایالات متحده و غرب خواهد بود ولی با اجازه آنها نخواهد بود ، از این روی رژیم مایل است تا هزینه هایی که در واشنگتن و اروپا صرف در امان ماندن خود از حمله میکند را مسیقیما در تل آویو مصرف نماید . در حال حاضر شواهد حکایت از آن دارد که رژیم دینی ایران دریچه ایی را به سوی اسرائیل گشوده و قصد بر پایی و فعال نمودن یک لابی در اسرائیل را دارد . وظیفه این لابی تماس با اسرائیلی ها به منظور ممانعت از حمله وجلوگیری از نابودی تاسیسات اتمی رژیم اسلامی خواهد بود . معاملات پسته ایران و اسرائیل وعلنی شدن وجود یک رابطه پنهانی اقتصادی بین دو کشور برای زمینه سازی این ماجرا ، تماس لابی شناخته شده رژیم در آمریکا با مقامات اسرائیلی ، طومار نویسی وجمع آوری امضا علیه جنگ در اسرائیل ، صحبت های رئیس پیشین موساد با بخش فارسی رادیو اسرائیل ، جنجال تائید و تکذیب های اسفندیار رحیم مشایی ، از شواهد پیدایش وآغاز به کار این لابی می باشد و احتمالا در آینده نتایج چند نظرسنجی در تهران و تل آویو نیز به آن اضافه خواهد شد و سپس با صادر شدن چند فتوی از جانب مراجعی از طیف منتظری و صانعی ، دوستی ایران و اسرائیل پشتوانه شرعی نیز پیدا خواهد نمود ، حتی ادامه بازداشت و فشار بر رهبران دینی بهائیان ایران و وارد کردن اتهامات کذب به آنها نیز میتواند به منظور به خدمت گرفتن اجباری آنها در این لابی و به کار گیری بیت الاعظم بهایی ، واقع در اورشلیم باشد . خواسته های صلح جویانه ملت ایران همیشه به همانند ابزاری در دست رژیم بوده و از آن سوء استفاده شده است در اینکه ملت ایران، ملتی با فرهنگ و صلح جو بوده و سر دشمنی و کینه با کسی را ندارد ، هیچ شکی نیست اما اسفندیار رحیم مشایی ها و مثلا یحیی رحیم صفوی ها دو سر یک افعی هستند که با توجه به شرایط مختلف یکی از این دهان ها باز میشود و مطالبی را عنوان می کند. احمدی نژاد برای چندمین بار و برای اولین بار در خارج از ایران ، آن هم در گفتگو با رسانه های ترکیه ، یعنی کشوری که ارتش اش عضو ناتو می باشد هولوکاست را انکار میکند و از طرف دیگر اسفندیار رحیم مشایی ، همراهی کننده او در این سفر خود را دوست اسرائیلی ها میداند . تحلیلگران سیاسی خاتمی را لبخند خامنه ایی به غرب معرفی میکردند لابد مشایی هم لبخند احمدی نژاد به اسرائیل می باشد . تمایل ودوستی ملت ایران به اسرائیل امر جدیدی نیست ، همگرایی دو ملت ایران و یهود پیشینه تاریخی و محکمی داشته وسالها تبلیغات مخرب و جدایی افکن حکومت دینی ایران نتوانسته است تا این پیوندهای دیرینه را از بین ببرد . صحبت های اسفندیار رحیم مشایی اگر چه در وهله اول یک فرافکنی، ناشی از ترس رژیم از حمله نظامی است اما بیانگر خواست مردم ایران برای دوستی و بازگشت به ارتباطات و پیوندهای دو ملت ایران و اسرائیل نیز می باشد . در حال حاضر این تمایلات و خواسته های صلح جویانه ملت ایران وارد مرحله تازه ایی شده است تا جایی که رژیم را نیز وادار به عکس العمل کرده است ، ذهنیت جوانان ایران که بیش از هفتاد درصد از کل جمعیت ایران را تشکیل میدهند بسیار فراتر از یک ذهنیت مثبت در مورد اسرائیل بوده و ایرانیان به اسرائیل بعنوان یک " ناجی " نگاه می کنند.

۱۳۸۷ شهریور ۸, جمعه

آمرین و عاملین قتل عام 1367 را مجازات نمایید

20 سال از آن مرداد گرم و خونین می گذرد مردادی که هزاران زندانی سیاسی اسیر و بیدفاع پس از سالها اسارت و تحمل شکنجه در آشویستهای که در جای جای ایران به پا کرده بودند قتل عام شددند. خبر مرک آنها هر کوی و برزن ایران را فرا گرفته بود همه مات و مبهوت از ابعادگسترده کشتارها بودند. اما بر پا کنندگان طناب دار و جوخه های مرک به این هم قانع نبودند. کودکان،همسران، مادران و پدران که در سوگ از دست دادن جگر گوشهای خود بودند، و با جلادانی وقیح که تاریخ کمترنظیر آنها رابه خود دیده بود مواجه بودند که حتی پول گلوله ای که عزیانشان را با به آن خاک و خون کشانده بودند از آنها مطالبه می کردند. خانواده ها حتی نمی دانستند که عزیزانشان چگونه و کجا به خاک سپرده شده اند برگزاری مراسم و شرکت در آن تا به امروز جرم است. اما جهانی، که مدت زیادی نبود، که از جنایات هیتلری فاصله گرفته بود و نهادها و ارگانهای بین المللی و حقوق بشری آن بر پا شده بود آنگونه که می بایست واکنش نشان نداد. و با سکوت مرگبار خود جلادان را جری تر کردند اگر چه قتل عامهای سال 1367 را بصورت پنهانی انجام گرفت. سکوت آنروز جهان در مقابل آن جنایت ،نتیجه آن سکوت، امروز آنها طناب های دار که از خفا به میادین شهرها و بر صفحات تلویزیون ها، دار زدن های گروهی را به نمایش می گذارند و حتی کودکان قربانیان آن شده اند.هر ساله خانواده ها برای گرامیداشت عزیزانشان در گورستان خاوران که بصورت تصادفی بر ملا شد، جمع می شوند ویاد آن گلگون کفنان و جاودانه ها را گرامی می دارند. ولی مامورین وزارت اطلاعات تمام تلاش و کوشش خود را بکار می برند تا از برگزاری این مراسم که سندی گویا از جنایات آنان است جلوگیری نمایند.روزها قبل از برگزاری مراسم موجی از تهدیدات تلفنی احضارها و دستگیری آغاز میشه و روز برگزاری مراسم با ایجاد موانع،یورش بردن به شرکت کنندگان،ضبط دوربینها و تلفن های همراه ،ضرب و شتم و دستگیری ادامه می یابد،وروزهای بعد از مراسم بازجویان وزارت اطلاعات بخصوص فردی با نام مستعار رحمتی با یورش به منزل و دستگیریهای گسترده به پایان می رسد.سال گذشته در جریان نوزدهمین سالگرد گرامیداشت قتل عامها تعداد زیادی از اعضای خانواده های قربانیان دستگیر و روانه زندان شدند از جمله آنها آقای علی صارمی،محمد علی منصوری،میثاق یزدان نژاد،ناصر سوداگری و محسن نادری ،خانم الهام یعقوبی و خانم طاهره پور رستم که بعضی از آنها بیش از 2 نفر از اعضای خانواده خود را در جریان قتل عام ها از دست داده اند. بجزء خانم یعقوبی و پور رستم اکثر آنها در حال حاضر بلاتکلیف در زندان اوین بسر می برند.و امروز که در آستانه بیستمین سالگرد آن جنایت علیه بشریت هستیم 3 بازمانده و شاهدان این جنایت در زندان گوهردشت کرج زندانی می باشند و باز هم با احکام سنگین و غیر انسانی توسط یکی از مجریان آن کشتار مقیسه معروف به ناصریان محکوم شده اند. آقای شیر محمد رضائی 10 سال در زندان بسر برد و بعد از کشتارهای 67 آزاد گردید ولی برادر ایشان در جریان کشتارهای 67 جان باخت.آقای حمید بنازاده و اصغر بنازاده که سالها در اسارت بودند به حکم ناصرین دوباره روانه زندان شدند.در بیستمین سالگرد قتل عام زندانیان سیاسی سال 67 عفو بین الملل طی بیانیه ای که در آن یادآوری می کند:كسانی كه مسئول این كشتار بوده‌اند - كه یكی از بدترین تعدیات ارتكابی در ایران بشمار می‌رود - باید تحت تعقیب قرار بگیرند و در دادگاهی كه قانونی و عادی تشکیل شود، با رعايت همه تضمین‌های رویه‌ای لازم، بر اساس استانداردهای بین‌المللی دادرسی‌های عادلانه محاكمه شوند. این افراد در صورتی كه مجرم شناخته شوند باید به نحوی متناسب با خصوصیت بسیار سنگین این جنایات، ولی بدون حكم اعدام یا كیفرهای بدنی، مجازات شوند.فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،ضمن گرامیداشت یاد و خاطره زندانیان سیاسی که در قتل عام 1367 جانباختن، از مراجع بین المللی خواستار دستگیری ،محاکمه و مجازات آمرین و عاملین که در حال حاضر در مناسب بالای حکومتی قرار دارند می باشد.فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران6 شهریور 1387 برابر با 27 اگوست

خبر فوری از خاوران

سلام دمکرات:
ساعت 9:30 دقیقه صبح
تمامی راه های منتهی به گلزار خاوران توسط نیروهای امنیتی و انتظامی مسدود شده است و کلیه ی افرادی که برای یادبود بیستمین سالگرد کشتار زندانیان سیاسی به خاوران رفته بودند، از جمله خانواده های قربانیان، برگردانده شده اند. همچنین کارت شناسایی و گواهینامه ی افرادی را که برای ورود به جاده منتهی به گلزار خاوران اصرار می ورزیده اند ضبط کرده و به ایشان دستور داده اند که خود را به پلیس امنیتی در میدان سپاه معرفی کنند. از جمله افرادی که می بایست خود را معرفی نمایند آقای رضا اقدسی و خانم صبحناز عمرانی می باشند. اسامی دیگران و خبرهای تکمیلی تا ساعاتی دیگر مخابره خواهد شد.

مصاحبه داریوش همایون با سامانه بنیاد پاسازگاد

رژیم اسلامی هر چه بکند به گرد عرب ها نیز نخواهد رسید که سرانجام مغلوب عنصر ایرانی شدند 1 ـ از نظر شما کوشش برای حفظ و نگاهداری ميراث فرهنگی و تاريخی و ميراث طبيعی يک سرزمين تا چه اندازه اهميت دارد؟ ــ هستی ما را پیشینه ما و پیرامون فیزیکی ما می سازد. ما فراورده سرزمین و گذشته خود هستیم. هرچه پیشینه پربار تر و سرزمین مهربان تر، مردمان خوشبخت تر. آدمیان در بیشتر تاریخ و در بیشتر کشور های جهان چنانکه می باید پاس پیشینه و سرزمین خود را نگه نداشته اند. ما خود از نمونه های بد تر هستیم. در آن دویست سال تاراج و کشتار عربان آنچه بیش از همه آسیب دید خاطره تاریخی مردم بود. ایرانیان چنان از گذشته خود بریدند که حتا فردوسی از شاهنشاهی هخامنشی (که پنج میلیون کیلومتر مربع را فرا می گرفت) آگاهی نداشت. اگر دیگران از یونانیان و رومیان تا اروپائیان بعدی نمی بودند ما هنوز تخت جمشید را در غبار افسانه ها (همان تخت جمشید) می دیدیم. آنگاه نوبت ویرانی سرزمین رسید. غزان و سپس مغولان شبکه آبیاری زیر زمینی خراسان را که از شگفتی های روزگار خود بود، ویران کردند و پیش از آنان "خیل عریان عرب" (از منظومه ای از بهار) شبکه آبیاری خوزستان را که شکرستان لقب داشت از میان برده بودند. تاخت و تاز های بیابانگردان و جنگ های داخلی، و پریشیدگی جامعه، سرزمینی را که از مرغزار ها و جنگل ها پوشیده بود کویر و بیابان گردانید. سهم خود مردم در این ویرانی پر دامنه اندازه گرفتنی نیست.اگر کار هائی که بیشتر در بیرون ایران صورت گرفت نمی بود از دوران ساسانی این چند کتاب نیز از کتاب سوزان ها و کتاب شستن های خلفای عرب و سلسه های غیر ایرانی نمانده بود. ولی آیا می توان تصور کرد که یکی از دو ابرقدرت جهانی در نزدیک پنج سده چنین میراث ادبی مختصری داشته بوده باشد؟ ما برای پی بردن به ارزش نگهداری میراث فرهنگی و تاریخی و طبیعی خود همین بس که تصور کنیم اگر گنجینه های خود را نگهداشته بودیم چه اندازه ثروتمند تر می بودیم.2ـ از آنجا که بخش بزرگی از ميراث فرهنگي، تاريخی، و طبيعی ما به شکلی عمدی و غير عمدی در حال تخريب و ويرانی است شما فکر می کنيد چگونه بايد با اين فاجعه روبرو شد؟ ــ زدودن ایران و جانشین کردن ش با اسلامی که هر چه رنگ عربی ش تند تر باشد اصیل تر خواهد بود استراتژی جمهوری اسلامی است، همچنانکه در نخستین حمله عرب بود. تا ایران در خودآگاهی ملی ما چنین جائی دارد اسلامی که این رژیم می خواهد دست بالا را نخواهد یافت. تنش میان ایران و اسلام تازگی ندارد و گناه ش به گردن متشرعان و عربزدگانی است که بجای سازگار کردن اسلام با یک فرهنگ ریشه دار و تاریخ بزرگ، در پی ریشه کنی آن فرهنگ و تاریخ برآمدند و هنوز درکارند. رژیم اسلامی هر چه بکند به گرد عرب ها نیز نخواهد رسید که سرانجام مغلوب عنصر ایرانی شدند. جهان در سده بیست و یکم است و ایران امروز ایران سده هفتم نیست. به ویژه در عرصه فرهنگ هیچ کار مهمی نه در زمینه نابودی میراث شگرف ملی می توانند و نه جلوگیری از جوشش بی سابقه جامعه ایرانی. دیگر دوران گرم کردن حمام ها با کتابخانه ها گذشته است. آنها همت خود را بر ویرانی فیزیکی آثار تاریخی گماشته اند که یا به نام سد سازی و راه سازی و عمران از میان می روند و یا می گذارند تا باد و باران کارش را انجام دهد. آنچه می توان کرد آگاهی دادن است و بسیج افکار عمومی و شرمنده ساختن کسانی که با آزمندی کوتاه بینانه خود به دزدی و تاراج آثار تاریخی چنین ابعاد ترساوری که می شنویم و می بینیم بخشیده اند. یک جبهه دیگر پیکار، یاری خواستن از مراجع بین المللی است که تا کنون در مواردی بسیار کارساز بوده است. از همه مهم تر پشتیبانی از هزاران ایرانی سرسپرده و آگاه است که در درون و بیرون دستگاه اداری از خود می گذرند تا میراث ملی را از دستبرد رژيم نگاه دارند. بر رویهم همین که بنیاد میراث پاسارگاد می کند. و می باید هر روز بر ابعاد آن افزود.3ـ آيا شما مايل هستيد که در کوشش برای حفظ اين آثار ملی و بشری ايرانزمين توان و همت خود را به کار گيريد؟ــ وظیفه هر ایرانی است که آنچه می تواند برای حفظ و ادامه ایران انجام دهد. نیاکان ما در درازای سه هزاره، زندگانی خود را سپر دفاع از ایران و ارزانی نگهبانی از "ایده" ایران کرده اند. این میهن ایرانی تنها، مرده ریگ آنان نیست؛ هدیه ما به آیندگان نیز هست. گفته اند که تاریخ یک وام شرافتی به گذشته است. ما وامدار آن گذشته ایم که این سرزمین زخمدار و آسیب دیده را با ظرفیت استثنائی که برای باززائی و والائی دارد به ما سپرده است. کار ما دشوار است ولی نه دشوار تر از بد ترین دوران هائی که از سر گذراندیم.

پیام شاهزاده رضا پهلوی بمناسبت اعدام زندانیان سیاسی

هم میهنان عزیزم،با نگرشی به کارنامۀ سیاه و سهمناک کشتار در جمهوری اسلامی از سال ۱۳۵۷ تا کنون، هر برگی را خونین تر و مرگبارتر از برگ دیگری می یابیم.جرم تمامی این جانباختگان صرفنظر از ایده و مرام سیاسی آنان، در نهایت معصومیت، پای بندی به اصل آزادی عقیده و بیان و ابراز آزادنۀ اعتقادات و آرمانهایشان بوده است.جلادان رژیم دستور دارند که دگراندیشان دربند را یا به ترک عقیده وادار کنند و یا بکشند و در گورستان های بی نام و نشان به خاک بسپارند.دهم شهریور ماه تنها یادآور کشتار بی رحمانۀ تاریخی نیست، بلکه حکایت از مقاومت قهرمانانه و رشادت آمیز قربانیان آن دارد. آنها با پذیرش مرگ بجای تسلیم در برابر استبداد، نقاب از چهرۀ اهریمنی رژیم برگرفتند و ماهیت ضد ایرانی و واپسگرای آنرا برملا ساختند.اکنون بر ما ایرانیان است که همواره یاد تمامی این فرزندان جانباخته و شایستۀ ایران را با هر باور و اندیشه ای گرامی بداریم و با تلاشی همبسته و پیوسته در راه رهایی میهن، روح پاکشان را شاد و خانواده هایشان را مفتخر و سربلند نمائیم.
خداوند نگهدار ایران باد
رضا پهلوی