۱۳۸۷ آذر ۲۴, یکشنبه

نگاهی به هفتمين کنگره حزب مشروطه ايران

مهمترین مطالبی که در کنگره مورد تأکيد قرار گرفت؛ تعهد حزب به دمکراسی لیبرال برای آینده ایران، و دفاع از یک پارچگی و استقلال ایران در برابر جدائی خواهان و نیروهای که امروز خود را هویت طلب می نامند. تلاش ـ آقای پاشائی، هفتمين کنگره حزب مشروطه ايران در پانزدهمين سال پايه‌گزاری حزب در آمريکا برپا شد و شما مجدداً به مقام دبيرکلی حزب انتخاب شديد. ابتدا بابت اين امر به شما تبريک می‌گوئيم. بعنوان دبيرکل پيشين که اين کنگره را تدارک ديديد، بايد ابتدا از شما بپرسيم که آيا از روند برگزاری و نتايج کنگره راضی هستيد؟ مهمترين تصميم‌گيريها چه بود؟پاشائی ـ خیلی ممنونم از محبت شما. امیدوارم در انتخاب مجدد به همراه دوستان حزبی بتوانیم حزب را در جهت اهدافی که کنگره تعیین کرده است، پیش ببریم. در مورد اینکه از روند کار کنگره راضی بودم؛ باید بگویم ما در حزب دارای روحيه و روش خاصی هستيم. با اين توضيح که با خود عهد کرده ایم از کاری که می کنیم راضی نباشیم و پس از انجام هر کاری، به هر اندازه خوب، تلاش کنیم در آینده آن را بهتر انجام دهیم. و به اين ترتيب خود و حزب مان را به طرف سالمتر و بهتر شدن پیش ببریم. ما فکر می کنیم؛ راضی بودن از کاری ممکن است موجب درجا زدن شود. اما از این روحيه عمومی حزب که بيرون بیائیم، من به سهم خود از برگزاری کنگره بسیار راضی هستم. مهمترین نکته یی که در این کنگره برای من جدید بود و می‌توانم بر آن تکيه کنم،روحيه دمکراتیکی بود که در حزب وجود دارد و بر کنگره هم حاکم بود. اعضای شرکت کننده در کنگره در عین حال که بر سر مسائل بطور جدی بحث و گفتگو و تبادل نظر می کردند و روی نظرات و مواضعی که فکر می کردند درست است، ايستادگی کرده و ذره ای کوتاه نمی آمدند، اما روز یکشنبه ساعت 5 بعدازظهر وقتی رای گیری در مورد مصوبات کنگره و اساسنامه و منشور حزب و هم چنین انتخاب اعضای شورای مرکزی صورت گرفت، همه چیز تمام شد . آن بحث های تند و تیز و جدی تمام شد. به عقیده من اين نشانه روحیه دمکراتیکی است که بر اعضای حزب حاکم می باشد. اين که اعضا روی نظرات خود بایستند و تلاش نمایند دیگران را نیز متقاعد کنند، ولی وقتی رای گیری شد و نظر اکثريت و نتايج آرا مشخص شد، رای را بپذیرند. به نظر من این روحیه خوبی و ارزشمندی است. شاید اگر نه بیشتر از مصوبات کنگره ارزش داشته باشد، ولی به همان اندازه با ارزش است. روحیه انعطاف پذیری روحیه احترام به دمکراسی و روحیه احترام به رای دیگران. این آن روش و روحيه ‌ایست که ما در تجربه سیاسی خود، بخصوص در روحيه ايرانی، کم داشته ايم، اين که اگر فرد به مطلبی معتقد باشد و روی آن جدل و بحث کند، حرف بزند و بنویسد، ولی وقتی جمعی به آن رای مخالف داد، با گشاده رویی و خوشرویی آن رای را بپذیرد و همه چیز در آن رای گیری تمام شود و برخلاف گذشته سیاسی جامعه ایران از رای نیاوردن سخنان و نظراتمان دلگیر و آزرده نشویم. من امیدوارم این روحیه جا بیفتد و بتواند کمک کند به اینکه ایران آینده را بطرف دمکراسی هدايت کند و بتوانيم با رای مردم کارهایمان را پیش ببریم. و اما مهمترین نکات در مصوبات کنگره به عقیده من تغییراتی در منشور و اساسنامه حزب بود که از چند ماه پیش از کنگره در دفتر پژوهش، اعضای حزب بر سر آنها بحث و گفتگو کرده و بحث ها را به شاخه های خود برده بودند. در داخل شاخه ها نيز در باره آنها بحث های داغی صورت گرفت. مهمترین مطالبی که در کنگره مورد تأکيد قرار گرفت؛ تعهد حزب به دمکراسی لیبرال برای آینده ایران، و دفاع از یک پارچگی و استقلال ایران در برابر جدائی خواهان و نیروهای که امروز خود را هویت طلب می نامند. همچنين مخالفت با جنگ احتمالی و خطر حمله نظامی به ایران که در محافل مختلف در مورد آن صحبت می شود. همينطور مخالفت با دستیابی ایران به سلاح اتمی و بالاخره تعهد به دمکراسی و اعلامیه حقوق بشر از مواردی بودند که در کنگره روی آنها بحث شد و در نهایت مورد تائید اعضای شرکت کننده در کنگره قرار گرفت و مجدداً برآنها صحه گذاشته شد.تلاش ـ از گزارشات هفتگی دفتر پژوهش حزب مطلع شديم که قرار بود از سوی اين دفتر پيشنهاد تغييراتی در اسناد رسمی حزب مبنی بر اضافه کردن عنوان «ليبرال دمکرات» به نام حزب به کنگره هفتم ارائه گردد. اما از قطعنامه کنگره برمی‌آيد که تغييرات اساسی در اين رابطه صورت نگرفته است. آيا اساساً اين پيشنهاد در کنگره مطرح شد و مورد بحث و بررسی قرار گرفت؟پاشائی ـ همانگونه که اشاره کردم در دفتر پژوهش از 4 یا 5 ماه پیش در مورد لیبرال دمکراسی بحث می شد و منجمله همین موضوعی که شما بدان اشاره کردید. در همان دفتر پژوهش در باره اضافه شدن واژه لیبرال دمکرات به نام حزب و یا تغییر نام حزب و یا کم شدن چیزی از نام حزب، بحث و بررسی هائی انجام شد اما مورد توافق قرار نگرفت و از سوی شرکت کنندگان در دفتر پژوهش رد شد. آنچه که در کنگره پیشنهاد شد همان چیزی بود که در حقیقت دفتر پژوهش خودش پیشنهاد کرد و آن عبارت بود از تاکید ما بر دمکراسی لیبرال که و بعد از بحث و گفتگو مورد تائید قرار گرفت و در منشورحزب منظور شد. ولی در مورد اضافه شدن آن به نام حزب و یا تغییر نام حزب در خود دفتر پژوهش بعد از بحث و بررسی در همانجا این مطلب مورد موافقت قرار نگرفت و پیشنهاد شد که در متن اساسنامه تاکید به دمکراسی لیبرال شود که در کنگره تصویب شد.تلاش ـ حق باشماست از گزارشات دفتر پژوهش هم مشخص بود که مخالفت خیلی بالایی در برابراضافه کردن واژه لیبرال دمکرات به نام حزب وجود دارد. از گزارشات غير رسمی وسخنان اعضای حاضر در کنگره چنين برمی‌آيد که پيشنهاد تکميل نام حزب با عنوان ليبرال دمکرات با اکثريت قاطعی در کنگره رد شد. در اين باره صحبت از رأی منفی 95 درصد از مجموعه آراء ارائه شده به کنگره است. اين بدان معناست که اکثريت قاطع اعضای حزب مايل نيستند حزب با عنوان ليبرال دمکرات شناخته شود و اين مسئله برای ما قابل فهم نیست که اگر حزبی بر ارزشهای ليبرال دمکراسی تکيه می‌کند تعهد خودش را به اين ارزش ها اعلام می کند، چرا از این اکراه دارد به همان نام شناخته شود؟ استلالها برای اين مخالفت قاطع چه بود؟ پاشائی ـ استدلالهایی که بیشتر مطرح شد این بود که عملکرد حزب، رفتار و کردار حزب و منش آن در یک جامعه سیاسی بیش از نام آن حزب مطرح است و بیش از نام آن ارزش دارد. انسان می تواند رفتارش به گونه ای باشد که با نامش نخواند. در گذشته سیاسی ایران بوضوح و به دفعات این مورد دیده شد که احزاب و یا سازمانهایی وجود داشتند با نامهای بقول معروف خیلی مردم فریب نامهائی مردمی که در آن از توده های مردم سخن گفته می‌شد، از جمله معروف ترین آنها حزب توده ایران که به تعبیری حضورش برای مراقبت و حفاظت از منافع توده های مردم بوده ولی در نهایت کارش چيز دیگری بود. به عقیده دوستان ما نام حزب یک طرف است و عملکرد حزب طرف دیگر. ما معتقدیم که عملکرد ما دقیقا ـ یا لااقل تلاش می کنیم ـ هر چه نزدیکتر به دمکراسی لیبرال و التزام به حقوق بشر باشد. این مسئله به نظر ما خیلی بیشتر از تغییر نام ارزش دارد. در عین حال که همه دوستان می دانند ما معتقد به اهداف جنبش مشروطیت هستیم و معتقد به ترقی و پیشرفت و مدرنیته، دمکراسی و تمام اهدافی که در انقلاب صدسال پیش ایران پدران مشروطه به آنها احترام می گذاشتند و به آنها معتقد بودند. صد سال است که ملت ما برای این خواسته ها مبارزه می کند، مبارزه ما در ادامه مبارزه آنهاست. خوب دوستان لزومی نمی دیدند برای حزبی که برای آن خواسته ها و برای رسیدن به آنها مبارزه می کند، نام اصلی و اوليه حزب خود را تغییر دهند و نام جدیدی انتخاب کنند. علاوه بر اين معلوم نیست اینگونه تغییرات کجا می خواهد متوقف شود و تا کجا باید باصطلاح پیش رویم. شاید 5 سال دیگر و یا 8 سال دیگر با یک نگاه دیگری ـ فرض بفرمائيد حزب به ایران رسید و در ایران بود ـ خواست در مورد مثلا بیمه های درمانی نظراتی را ارائه دهد که شاید نگاهی چپ تر باشد خوب باید آنموقع اسم خودمان را عوض کنیم وسوسیال دمکرات بگذاریم. بعقیده دوستان ما آنچه اهمیت دارد رفتار حزب است، نه نام حزب. کسانی که این بینش را دارند و تشخیص می دهند، می توانند به رفتار حزب نگاه کنند و ببینند که ما چگونه عمل می کنیم. ما در عین حال در نوشتارهای خودمان بارها بر لیبرال دمکراسی تاکید کرده‌ ایم و بازهم تاکید می کنیم. اين تأکيد این بار در متن منشور قید شد و تا به این حد را دوستان کافی می دانند و به آنهم رای دادند. در عین حال مطلبی را که می توانم بگویم که بر بسیاری از اعضای ما در هنگام رای دادن اثر داشت ـ البته کمتر به زبان آمد و یا کمتر کسی روی آن انگشت گذاشت ولی از ميان گقته ها می شد آن را برداشت کرد ـ فشاری بود که از بیرون در این مورد به حزب می آمد. و شاید این فشار از بیرون مقاومت بیشتری را در حزب بوجود آورد. البته می گویم در این مورد کسی صحبت نکرد ولی می شد از لابلای گفته ها این احساس مقاومت در برابر فشار از بیرون را متوجه شد و فهمید.تلاش ـ البته آقای پاشایی حتما مطالعه و توجه کرده اید؛ در چند سال اخیر بحث های بسیار گسترده ای در مورد آرمانها و ایده های مشروطیت وپیوند آنها با لیبرال دمکراسی صورت گرفته است. از قضا آقای همایون رایزن حزب مشروطه ايران و از پايه‌گزاران حزب، یکی از پیشگامان این بحث هستند که بسط و در ک مدرن از آرمانهای مشروطیت با ارزشهای لیبرال دمکراسی انطباق دارد. و انتظارافزودن عنوان لیبرال دمکرات به نام حزبی که خود را حزب مشروطه ايران می‌نامد، نيز در پيوند با اين درک قابل فهم و توضيح است. علاوه بر اين مسئله تغيير نام سالهاست که در حزب مطرح است. و اما همانطور که گفتم استناد ما بیشتر به گزارشاتی است که از بحث های دفتر پژوهش ارائه شده است. طبق اين گزارشات يکی از بيشترين دليل مخالفت اين است که افزودن اين عنوان موجب تضعیف و کم رنگ شدن وجه طرفداری از نظام پادشاهی از سوی حزب خواهد شد. طبعاً برداشتی که از این نوع استدلال می شود این است که حزب بیشتر از آنکه مایل باشد خود را بعنوان لیبرال دمکرات بشناساند، می خواهد بعنوان یک حزب طرفدار نظام پادشاهی شناخته شود و نام مشروطه برای اين اعضا با طرفداری از پادشاهی بيشتر ارتباط دارد تا با طرفداری از ارزشهای دمکراسی ليبرال. پاشائی ـ به عقیده من اکثریت حزب هیچ مغایرتی بین دمکراسی لیبرال و نظام پادشاهی نمی بینند. همانطوریکه در بسیاری از احزاب اروپایی و کشورهای اروپایی هم طرفداران نظام پادشاهی هستند در حالی که کشورشان را بصورت دمکراسی لیبرال اداره می کنند. بحث دمکراسی لیبرال هم در آنجاها بسیار قوی است. و در بسیاری موارد هم دولت را در دست دارند. نگاه ما به دمکراسی لیبرال روشی است برای اداره کشور. روشی است برای اینکه چگونه کشور را اداره کنیم. ما مغایرتی بین این دو با هم ما نمی بینیم. ولی همانطور که به فشارهای بیرون اشاره کردم؛ ـ که البته کسی در مورد آن مستقيماً صحبت نکرد ولی می شد از لابلای گفته ها فهمید ـ گفته می شد که اگر حزب تغییر نام بدهد، گسترش اعضا در حزب بسیار زیاد خواهد شد و صدها عضو از اقصا نقاط ایران و دنیا به شما ملحق خواهند شد. در این مورد یکی دو بار بحث پیش آمد و اين نظر وجود داشت که اگر قرار است ما فقط بدلیل گسترش تشکیلات حزب و گسترش اعضای حزب نام حزب را تغییر دهیم، خوب گسترش حزب در شرایط کنونی را ما بیشتر در طیف طرفداران نظام پادشاهی می بینیم و دلیلی ندارد که برای گرفتن عضو و زیاد شدن اعضا نام حزب را تغییر دهیم. و در میان حزب کسی آمادگی گسترش اعضا حزب را ندارد. در این مورد بخصوص بحث پیش آمد، کسانی استدلال می کردند که اگر نام حزب تغییر کند موجب پیوستن نیروهایی به حزب خواهد شد. اما پاسخ ها در این بخش این بود که در شرایط امروز عضوگیری و سربازگیری ما در حزب و برای پیوستن به حزب در طیف کسانی است که به پادشاهی مشروطه معتقدند و این تغییر نام اینقدر ارزش ندارد که ما بخاطر گسترش میدان سربازگیری بسمتی برویم که نمی دانیم چه آینده ای در پیش خواهیم داشت. بحثی که در حزب درگرفت در این مورد بود و نه در باره ایدئولوژی لیبرال دمکراسی. خیر! در اين باره بحثی صورت نگرفت. چون نگاه این بود که این دو با هم مغایرتی ندارد و هیچکدام یعنی نظام پادشاهی با لیبرال دمکراسی منافاتی ندارد. و الزامی هم ندارد که حتما این باشد یا آن. هر دو اینها می توانند با هم باشند. ما می توانیم مثل کشورهای اروپایی ایران آینده را هم با یک نظام پادشاهی مشروطه اداره کنیم و هم در روش کشورداری با نظام دمکراسی لیبرال عمل نمائیم. تلاش ـ اجازه دهید با یک نتيجه‌گيری و جمعبندی کوتاه از این قسمت بگذریم. برداشت ما از توضیحات شما این است که حداقل در مسئله عضوگیری طبق اساسنامه و منشور حزب طرفداری از نظام پادشاهی برای داوطلبان عضويت اصل است، زيرا ميدان عضوگيری شما تنها در داخل نیروهای طرفدار نظام پادشاهی است. اما از این موضوع می گذریم و به موضوع دیگر می پردازیم.از رويدادهای ديگراين کنگره حضور شاهزاده رضا پهلوی در اين گردهم‌آئی رسمی حزب بود. آيا اين حدس ما درست است که ايشان برای نخستين باربود که در نشست رسمی ـ سازمانی يکی از گروههای طرفدار نظام پادشاهی شرکت نموده‌اند؟ يا اين که ايشان تا کنون در جلسات رسمی و علنی تشکل‌های ديگر طرفدار سلطنت حضور داشته‌اند؟ پاشائی ـ اجازه دهید قبل از اینکه به این سئوال بپردازم به جمعبندی شما برگردم. جعمبندی شما به عقیده من چند اشکال داشت. یکی اینکه من معتقد نیستم و نگقتم که الزام پیوستن به حزب طرفداری از نظام پادشاهی است. خیلی از دوستان ما در حزب قبلا در نگاه سیاسی چپ بودند، امروز نگاه کردند و دیدند شاید در حزب جایگاه بیشتری برای سخن گفتن و عمل کردن و اداره کشور وجود دارد. من گفتم که دوستانی در حزب اینگونه استدلال می کردند. البته در دفتر پژوهش و نه در کنگره. اگر ما واژه لیبرال دمکراسی را بر نام حزب بیافزائیم باعث گسترش اعضا حزب خواهد شد. طبیعتا هر حزبی مایل است که اعضای بیشتری داشته باشد. چرا که قدرت سیاسی بیشتری بدست می آورد. پاسخی که به این دوستان داده می شد این بود که ما از آن میدان سربازگیری که قرار است در آینده در برابر ما قرار بگیرد که خبر نداریم و ارزيابی نداريم و امتحان هم نکرده‌ ایم. تا به امروز اعضا حزب از جبهه ای بوده اند که به نظام پادشاهی مشروطه معتقدند و درست نیست که ما این دو را در برابر هم قرار دهیم و بگوئیم این را رها کنیم و به آن بچسبیم. به همین دلیل ما روش حزب و عملکرد حزب را برمبنای همان اعتقادمان به نظام پادشاهی مشروطه و قوانین حقوق بشر و دمکراسی لیبرال قرار می دهیم. طبیعتا هر معتقد به نظام پادشاهی و هر عضو غیر معتقد به نظام پادشاهی اگر این اساسنامه و منشور را مطابق میل خود دانست و خواست هایش را برآورده نمود و بر اين باور شد که حزب ظرفی است که می تواند در آن با گشاده دستی و با امکانات آن کار کند، خوب می تواند به حزب بپیوندد. در پاسخ گفته می شد؛ نباید به خاطر پیوستن اعضا اضافه کردن لیبرال دمکرات به نام حزب را بپذیریم.در مورد حضور شاهزاده، ایشان قبلاً در یکی از نشست های موسس حزب مشروطه شرکت کرده بودند، حدود 16 سال پیش. و بعد از آن من بیاد ندارم که در هیچ نشست رسمی یا کنگره هیچ سازمان سیاسی ديگری شرکت کرده باشند، البته تا آنجایی که حافظه من اجازه می دهد. احتمالا اولین باری بود که در یک کنگره رسمی شرکت کردند. به عقیده من ایشان سالیان سال تحمل کردند و نگاه کردند به کردار، منش حزب و عملکرد حزب و طبیعتا بعد از این همه سال به این نتیجه رسیدند که خوب آمدن در این جمع مغایر با نگاه و اهدافشان در مورد پلورالیسم و آزادی احزاب و کثرت گرایی نیست و به همین دلیل فکر می کنم در این کنگره شرکت کردند. البته من دلایل ایشان را نمی دانم ولی تصور من و برداشت من این است.تلاش ـ حضور ايشان با استقبال شديدی از سوی مسئولين، نمايندگان و اعضای حزب حاضر در کنگره روبرو گرديد، همچنين سخنان نسبتاً مفصل شان. اين سخنان به دفعات با دست‌زدنهای حضار قطع شد. ايشان در کنار برخی مسائل کلی به نکاتی اشاره داشته و بر آنها تکيه نمودند که بعضاً به نظر می‌رسد با مواضع رسمی حزب اختلافات آشکاری داشتند. به عنوان نمونه بر اساس اين گفته‌ها، از نظر ايشان نظام فدرالی می‌تواند به عنوان يک گزينه در آينده ايران به رأی گذاشته شود، يا حداقل اين وعده‌ئی است که از سوی ايشان به سازمانهای قومی که به گفته خودشان با آنها نشست و برخاست و مذاکره دارند، داده می‌شود. حال آن که حزب در مواضع رسمی خود پذيرش فدراليسم قومی ـ زبانی را مقدمه تجزيه ايران دانسته و به شدت با آن مخالف است. پرسش ترديد‌آميزی که در اينجا پيش می‌آيد اين است که آيا مواضع مدون، رسمی و بيرونی حزب با مواضع واقعی بدنه و اکثريت اعضای حزب هماهنگ و يگانه هست يا نه؟ اين پرسش از آنجا پيش می‌آيد که سخنان شاهزاده در مقاطع مختلف با دست‌زدن اعضا روبرو گرديد که اين خود می تواند نشانه تأئيد باشد. آيا اين برداشت صحيح نيست؟پاشائی ـ همانطور که اشاره فرمودید حزب مشروطه ایران بر روی مسئله یک پارچگی ایران بشدت تاکید دارد و با استواری ایستاده است و در نوشته ها و اسناد حزبی بارها به این مطلب اشاره شده که مواضع ما با موضوع فدرالیسم نزدیکی و تطابق ندارد. برای اینکه ما می دانیم این لغت شاید در بسیاری از کشورها کارکرد داشته باشد ولی در ایران پایه و آغاز جدایی خواهد بود و می تواند برای آینده ایران بسیار مضرر باشد. همانطور که لغت هایی مثل ملل ایران می تواند پایه و زمینه سازی بکند برای نیروهایی که در آينده استناد کنند که ایران دارای ملل مختلف است و اين موضوع در جاهای مختلف گفته شده است و از اين استنادات استفاده های مورد نظر خود را بکنند. به همین دلیل ما با این مطالب بشدت مخالفیم. در مورد گفته شاهزاده در کنگره اگر اشتباه نکنم ایشان در صحبت سی دقیقه ای خود بسیاری مطلب را گفتند مثلا در مورد همرائی و همکاری نیروهای مخالف جمهوری اسلامی و مهم نبودن اينکه ما واقعا به چه اندیشه سیاسی گرايش داريم، طرفدار پادشاهی هستیم یا طرفدار جمهوری، مهم مبارزه با جمهوری اسلامی است و سرنگونی این حکومت است. مهم همکاری نیروهای مختلف است و مهم احترام گذاشتن به یکدیگر است و بسیاری مطالب دیگر که همانطور که خودتان هم اشاره کردید، بسیاری از اين سخنان با کف زدن های حضار و شرکت کنندگان در کنگره مواجه شد. چون تمامی این گفته‌ها با نظرات حزب، با اساسنامه و منشور آن تطبیق می کنند. اگر اشتباه نکنم ایشان یک جا لغت فدرالیسم را استفاده کردند و در آن لحظه هم من یاد ندارم که کسی دست زده باشد یا دست زده باشند. البته بعدا نيز در جمعبندی های خود گفتند؛ آن چه که من امروز می گویم نظر من است. و يک هفته بعد هم در مصاحبه با آقای میبدی، تا آنجا که من شنیدم، این مطلب را باز و روشن کردند که ایشان خود به آن روش معتقد نیستند. در هر صورت اگر ایشان هم احتمالا بفرمایند که با فدرالیسم موافق هستند، نظر ایشان است و حزب نظر خودش را می دهد. حزب اصولا با فدرالیسم مخالف است و با استفاده از این لغتها هم در فرهنگ سیاسی هیچ موافقتی نداریم. چرا که می دانیم در اینده مطمئنا می تواند مورد سوء استفاده کسانی شود که نيات ديگری دارند.تلاش ـ البته به نظر ما صحبتهای ایشان حلقه های بهم پیوسته ای بود. سخن ایشان در باره فدرالیسم بعنوان گزینه ای که در آینده ایران می تواند به رای گذاشته شود، بيشتر به وعده ای می‌ماند برای نگه داشتن نیروهای قوم گرایی که مسئله فدرالیسم قومی ـ زبانی را برای آینده ایران مطرح می کنند، در جبهه مبارزه برعلیه جمهوری اسلامی است. اتفاقا سئوال بعدی ما برمی گردد به یکی ديگر از موارد اختلاف مواضع رسمی و بیرونی حزب با سخنانی که شاهزاده در کنگره اعلام کردند، که به نوعی به همين حفظ هر نيروئی در جبهه مبارزه با حکومت اسلامی باز می‌گردد.ايشان از همان آغاز ميان ايرانيان خط پررنگی کشيدند و گفتند جامعه ما به دو دسته تقسيم می‌شود: کسانی که با رژيم هستند و کسانی که با اين رژيم نيستند. اتفاقاً اين گفته‌ايشان با استقبال شديد حضار روبرو شد. بدون اين که توجه شود حزب مشروطه ايران اتفاقاً در مورد محورهای همرائی و همکاری بسيار حساس است و از مخدوش شدن مبارزه و همسو شدن با هر نيروئی به صرف مبارزه با جمهوری اسلامی پرهيز دارد. به عنوان نمونه خود شما از مخالفين سرسخت شرکت در کنفرانس پاريس بوديد. زيرا آنجا را مرکز تجمع نيروهای ضد تماميت و يکپارچگی ايران می‌دانستيد و اين را در مصاحبه‌ئی با تلاش به صراحت اعلام داشتيد. اين مغايرتها را چگونه توضيح می‌دهيد؟ مواضع رسمی حزب چيست آنچه که در نوشته‌ها و متون می‌آيند يا آن سخنانی که در انطباق با مواضع نيستند، عليرغم اين با ابراز احساسات تأئيدآميز مواجه می‌شود. آن هم نه از سوی توده حزبی بلکه از سوی کسانی که سرآمدان حزبی و افراد دارای حق رأی در کنگره هستند و قاعدتاً انتظار می‌رود که به مواضع رسمی حزب مسلط باشند و مغايرت‌ها را تشخيص دهند.پاشائی ـ همانطور که می دانید یکی از کارهایی که ما در کنگره هایمان انجام داده ایم دعوت از میهمانانی است که در روز اول کنگره بعنوان سخنران حضور دارند. و معمولا هم این سخنرانان بیشتر از جبهه مخالف حزب می باشند و دعوت می شوند. در این کنگره هم ما همین کار را انجام دادیم. فکر می کنم در همین رابطه شاهزاده در آنجا صحبت کردند. شما بهتر از من می دانید یکی از مشکلات عمده ما در این سالها دعوای بین خانواده های سیاسی بوده و این مانع اتحاد بوده و در خیلی از مواردی که خیلی از این خانواده های سیاسی که مثل هم فکر نمی کنند و نظرات متفاوت سیاسی دارند کسانی در بین آنها این شناخت را دارند که بگویند ما این اختلافات را باید کنار بگذاریم. حتی در میان طیف خودشان این جرات را ندارند کسانیکه دارای قلمهای رسا و توانمند هستند ولی جرات نمی کنند به همفکران خودشان به دوستان خودشان بگویند که ما باید برویم و با فلان سازمان یا گروهی که برخلاف نظر سیاسی ما فکر می کند ولی مخالف جمهوری اسلامی است با هم متحد شویم و با هم کار کنیم. من فکر می کنم تاکید شاهزاده در اینمورد و در اين بخش از سخنانشان نه بر هر نيرو و سازمان و تشکیلات بلکه براین بود که ما نباید این اختلافات جزیی را عمده کنیم. مقدمه را با این مطلب آغاز کردند که ما نباید اختلافات جزیی را آنقدر بزرگ کنیم. حتی به این مطلب هم اشاره کردند که از شنيدن لغت دگرانديش بدشان می‌ آيد. گفتند که ما دگراندیش نداریم و ما همه مثل هم فکر می کنیم. تاکید ایشان براین بود که باید اختلافات را کنار بگذاریم. اگر به دمکراسی و حقوق بشر و آینده ایران فکر می کنیم بیائیم و همگی در یک صف بایستیم. در مخالفت با جمهوری اسلامی و فکر می کنم تاکید ایشان بر این نکته بود و نه براین نکته با جدایی طلبان یا سازمانهایی که به نبرد مسلحانه معتقدند، سازمانهایی که می خواهند به ضرب اسلحه نظر و عقاید خود را بر جامعه تحمیل کنند، کار کنیم. به عقیده من نصیحتی بود از طرف ایشان به بسیاری از مبارزین گردن فرازی که با همه تنومندیشان جرات همکاری با مخالفین را ندارند.

تلاش ـ آقای پاشایی با تشکر از شما

هیچ نظری موجود نیست: